سيد محمد دامادى

267

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

بگو آشكارا كه نامِ تو چيست * كه اختر همى بر تو خواهد گريست [ فردوسى ] نشستم به ره بر ، كه تا پاسخم * بيارد مگر اخترِ فرّخم [ فردوسى ] به دو گفت : كاى مهتر نامدار * به كامِ تو باد ، اختر روزگار [ فردوسى ] چه دارى نژند ؟ اخترِ خويش را * درم بخش و دينار ، درويش را [ فردوسى ] بياموز گفتار و كردارِ خوب * كت اين هر دو ، بنيادِ نيك اختريست [ ناصر خسرو ] به دست من و تست نيك اخترى * اگر بد نجوييم نيك اختريم چو تو خود كنى اخترِ خويش را بد * مدار از فلك ، چشمْ نيك اخترى را [ ناصر خسرو ] به اختر كسى دان كه دخترش نيست * چو دختر بُوَد ، روشن اخترش نيست [ فردوسى ] روزِ هجران و شبِ فرقتِ يار آخر شد * زدم اين فال و گذشت اختر و كار آخر شد [ حافظ 162 / 1 ] شد از بروجِ رياحين چو آسمان روشن * زمين به اخترِ ميمون و طالعِ مسعود [ 198 / 4 ] از چنگِ مَنَش أَخترِ بدمهر به در بُرد * آرى چه كنم ؟ دولتِ دورِ قمرى بود [ 210 / 4 ] ز چشمِ من بپرس اوضاعِ گردون * كه شب تا روز ، اختر مىشماريم [ 318 / 3 ] تكيه بر اخترِ شبگرد مكن ، كاين عيّار * تاجِ كاووس ببرد و كمرِ كيخسرو [ 399 / 4 ]